سلام به همه عزیزان .
ببخشید که یه مدت نبودم . راستشو بخواین مشغول برگزاری یه همایش تخصصی شیمی بودیم . همایشی به نام « آن دیگر » . امروز هم اومدم راجع به ماه رمضون آپ کنم . البته به این مطلب به دیده ی طنز نگاه کنین . حالا برید سراغ مطلب .....
ماه رمضون و ...
ماه رمضان شد و همه مسلمانان اين ماه را روزه مي گيرند. ايرانيان هم از اين قاعده مستثني نيستند. ولي روزه گرفتن ايرانيان به درد عمشون مي خوره. من كه يه ريال اين روزه ها رو قبول ندارم. حالا خدا رو نمي دونم قبول داره يا نه. امروز ميخوام طرز روزه گرفتن ايراني ها رو به طور اختصار براتون بگم.
از 15 شعبان كه ميشه عزا مي گيره كه واي 2 هفته ديگه ماه رمضونه؟
وقتي اين دو هفته تموم ميشه خوشحاله كه به ماه رمضون اومده . روز اول رو به زور از خواب پا ميشه تا سحري بخوره. سحري را به قاعده يه گاو مي خوره كه نكنه يه وقت گشنش بشه؟
تا اونجايي كه جا داره سيرابي رو پر ميكنه بعد ميبينه فقط گشنگي كه نيست ! تشنش هم ميشه شروع ميكنه اندازه يه تانكر آب بخوره. وقتي ديگه تا زير گلوش پر شد مي ره مي خوابه تا ساعت 8 و 9 پا ميشه ميخواد صبحونه بخوره.
تا بساط صبحونه حاضر ميشه يادش مياد كه اي تف تو اين شانس من كه روزه ام.
ميره سر كار. تا ساعت 12 سر كاره مي بينه داره كمكم گشنش ميشه .طي اين مدت هزار تا كار مختلف انجام ميده ،انواع اقسام گناه ها رو مرتكب ميشه. ميره خونه براي استراحت ميگه بذار بخوابيم تا يه وقت گشنمون نشه بعد كه مثل خرس قطبي ميخوابه تا دم افطار از خواب بلند ميشه ميبينه كه افطاره كلي ذوق ميكنه مثل خري كه بهش تيتاب داده باشند.
براي افطار هم 7،8 تا نون رو با 1 كيلو آش و حليم بادمجون ميشينه زهر مار ميكنه. بعد ميشينه از اين سريال آبگوشتيا كه بعد افطار ميزاره رو ميبينه جو گير ميشه 4 تا تكه كلامهاشم كه بيشترين قسمت فيلم رو تشكيل ميده را ياد ميگيره . تازه بعد يكي دو ساعت دوباره شام ميخوره كه اينجا بايد بتّركي هم خبر كرد.
خلاصه يه ماه رو همينجوري ميگذرونه به خيال خودش روزه گرفته . شما سعي كنيد كه اينجوري روزه نگيريد. من علاوه بر روزه ، شبه هم ميگيرم يعني از شب تا سحر هم هيچي نمي خورم
.
+
مجسم شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 11:7 توسط ایمان
|
فرهنگم خوب چیزیه !!!!!!!!
ديشب واسه خودم نشسته بودم تو خونه غمبات گرفته بودم. اينقد حوصلم سر رفته بود كه خدا ميدونه حالا منم هرچي التماس بابامو ميكردم بريم بيرون ميگفت نه.

خلاصه تا اينكه تلفن زنگ زد
و با دوستم قرار گذاشتيم بريم بيرون
. آقا عجب غوغايي بود عجب شير تو شيري بود (شما خر تو خر بخونيد
) يه مشت آدم مزخرف با دسته هاي 10 12 نفري گله وار تو خيابون ها راه ميرفتن و انواع اقسام صدا ها رو در مياوردنند. انگار رفتي باغ وحش. نمي دونم اين چه رسميه براي شادي، از ترقه استفاده ميكنند. به خدا اگه ديروز بوديد حس ميكرديد تو جبهه ايد انگار خمپاره 60 ميزدنند. من هيج جاي دنيا نديدم به آثار فرهگيشون صدمه بزنند. اگه فکر کردین الکی می گم برید برج ننه نادر رو ببینید . هر يه ترقه اي كه رو آسفالت ميزدند اينقدر دلم ميسوخت كه خدا ميدونه. به خدا فرهنگم خوب چيزيه. شمايي كه براي امام زمان ترقه در ميكرديد به خدا اگه امام زمان ازتون راضي باشه . بي خود نيست كه كشورهاي خارجي اينقدر به ايران براي انرژي هسته اي گير ميدن وقتي خودتون به خودتون رحم نكنيد ديگه از ديگران چه انتظاري داريد. خوب همينا رو ميبينند ميگن پسفردا يه بمب اتم ميسازند ميزنند رو سر خودشونو مردم دنيا. وقتي شهرداري جايي رو براي اينجور كارا در نظر نميگيره توقع ديگه اي از مردم نيست. وقتي هم تو مجالسي كه تدارك ميبينند نوحه مي خونند ديگه كسي پاشو تو اينجور مجلسا كه فرقي با عزاداري نداره (فقط بجاي سينه دست ميزنند) نميزاره. خلاصه يكم فرهنگ به خرج بديم جاي دوري نميره.
+
مجسم شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 1:42 توسط ایمان
|
دایی شدم...

سلام به همه ی دوستان . خصوصا ً دایی های عزیز .
5 روز پیش دایی شدم . خیلی خوشحال شدم . اصلا پا قدم این بچه واسه ی من یکی تا الان که خیلی خوش یمن بوده .
اسمشو باباش انتخاب کرد و گذاشت «امیر مهدی» .
اما از وقتی که فهمیدم این بچه قراره فعلا خونه ی ما باشه نه خونه ی خواهرم اینا ، بر بخت بدم لعنت فرستادم
.حتما می پرسین چرا ؟
جواب :
1 - واسه اینکه تمام اقوام می ریزن خونمون و کار ما در میاد .
2 - در ضمن این بچه با گریه هاش امون من یکی رو بریده . آخه نصف شب هم وقت گریه کردنه ؟
3 - من مثلا ترم تابستونه گرفتم و دارم می خونم . توی اینجور شرایطی کی می تونه درس
بخونه .....؟؟؟!!!!!؟؟؟...
4 - من عادت دارم وقتی پای کامپیوتر می شینم ، آهنگ رو با صدای بلند گوش بدم . حالا دیگه از اینم
محروم شدم . شبها هم تا دیر وقت بیدار می موندم که اونم ازم گرفتن . 
5 -........
6 -.............
7 -...............
خوب حالا میریم سراغ دلایل خوب بودن پا قدم امیر مهدی خان :
1 - راه و چاه بعضی کارا رو یاد گرفتم . مثلا همین بیمارستان امام رضا رو مثل کف دستم بلد شدم ؛ از
بس که رفتم ملاقاتی .
2 - پول تو جیبیم شدیدا زیاد شد و خیالم از بابت کارت اینترنت راحت شد . 
3 - نمراتمون رو اعلام کردن و همون طور که می خواستم همشون خوب شد .
4 - دو تا ازعکسهایی رو که واسه مسابقه ی عکاسی فرستاده بودم ، واسه نمایشگاه انتخاب شد .
شما رو به دیدن از نمایشگاه دعوت می کنم . خواهشا بیاین .
5 - دیگه دیگه ......... .
6 - .......
7 - ............
8 - ...... .... ..... .. . . ..
اگه کسی نظری یا پیشنهادی واسه نحوه ی درس خوندن توی اینگونه مواقع داره لطفا بگه .
ممنون ........
بای .
+
مجسم شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386 1:47 توسط ایمان
|