تبليغاتX
قاب تجسم رویاهای یک معمار

قاب تجسم رویاهای یک معمار

قاب تجسم
. . . مدال . . .
سلام دوستان . سلام ملت وبلاگ دار . سلام دانشجو . سلام قشر آسیب پذیر.

http://imax4508.googlepages.com/00021836.JPG

ببخشید که اینبار یکم طول کشید تا بیام بنویسم . راستش اصلا حس آپ کردن نبود . الآنم قرار نبود بیام بنویسم . ولی خیلی دلم واسه نوشتن تنگ شده بود . راستش اینروزا از بس بیکار و الافم همش دعا دعا می کنم زودتر دانشگاه شروع شه . از ۱۵ مهر کلاسهامون شروع میشه . اگه خدا قبول کنه رفتیم ترم ۵ . این ترم نسبت به ترمهای قبل شهریمون زیادتر شده . حالا خوب شد وام دانشجویی گرفتیم . البته نزدیک بود وام دانشجوییمونم ول شه و ... . ولی شانس باهامون یار بود وگرنه بابامون که سر گنج ننشسته که الکی الکی اینهمه پول رو بریزه بحساب این دانشگاه لعنتی . آخه قشر کارمند مگه چقدر حقوق داره ؟؟؟ اونم با این تورم افتضاحی که تو این مملکته . بعد اینجا بود که یه سوال تو ذهنم اومد :

آقا چرا پدر ما مدال نمی گیرد ؟

آقا چطور می شه که یکی با گل زدن ، دیگری با وزنه برداری ، اون یکی با دو و میدانی نامدار می شه ، مدال طلا و نقره می گیره ، عکس های 4×3 تا کارت پستال ، نیم صفحه تا تمام صفحه اش تو همه جا چاپ می شه ولی آقا پدر ما که از قشر آسیب پذیره (کارمند) و با وجود این همه آسیب شبانه روزی هنوز هم که هنوزه آسیب ندیده و به عنوان انسان ضد ضربه ، ضد مغناطیس ، و واترپروف نه تنها مدالی نگرفته بلکه عکسش هم جائی چاپ نشده . آقا به نظر شما حق و حقوق پدر ما نوش جان نشده است !؟

آقا می بخشید که ما باز هم فضولی کردیم از تبعات بیسواتی است و لاغیر !

من از اول اشتباهی بودم . من نازی رو طلاق نمیدم . اصلا به من چه ... !!!!

آپ بعدی بزودی

+نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت1:0توسط ایمان |
ترانه مادری یا سینما و ماورا؟؟؟------ المپیک پکن...
سلام . بالاخره سریال پر بیننده ترانه مادری تموم شد . من خودم هم خیلی دوسش داشتم . ولی یه سری نکات توی این سریال بود که باید بهش اشاره بشه .

http://imax4508.googlepages.com/tarane_madari.jpg

اگر در دانشگاه شما یک دانشجو در ترم اول دانشگاه می تواند پیشنهاد کاری دریافت کند...
اگر در دانشگاه شما یک دانشجوی دختر می تواند در جلسه اول، نقش خانم معلم را بازی کند...
اگر در دانشگاه شما کل یوم جماعت دانشجو از یک دانشجوی بسیجی حرف شنوی دارند...
اگر در دانشگاه شما هم کتابخانه ها مختلط است...
اگر در دانشگاه شما به خاطر یک دختر دعوای خِشانت بار(!) می شود...

اگر دو برادر هیچ گونه نه از لحاظ ظاهری و نه از هر لحاظ دیگر به هم شباهت ندارند ...

شما احتمالا سینما و ماورا شبکه ۴ رو نگاه می کنین .  

المپیک هم تموم شد ولی .........:

توی خبرها بود که امسال هم مثل دوره های قبلی، المپیک به طور مستقیم پخش میشه. چند وقت قبل حتی معاون امورهماهنگی ورزش صدا و سیما گفته بود شاید مسابقات بانوان رو هم با شرایطی ویژه پخش کنیم! که ما از ایشون درخواست می کنیم همون مسابقات آقایون رو بدون سانسورهای الکی پخش کنن، راضی به زحمت پخش مسابقات بانوان نیستیم! از ماهواره نگاه می کنیم! خواهشاً مخاطب رو هم پپه فرض نکنید! به این مجری هاتون بگین هی نگن «ارتباط ما قطع شده، به محض برقراری ارتباط...» بعد خودتون پشت صحنه دارین نگاه میکنین! دوره های قبلی که مدام در و دیوار و آسمون و کلاغ رو به اسم پخش مستقیم المپیک پخش می کردین و ما مجبور می شدیم به زور تخمه بشکنیم و لذت ببریم!

مسئول فنی صدا و سیما گفته که این قطع و وصل شدن های برق توی کشور ممکنه روی اختلالات شبكه فیبر نوری و ارسال درست تصاویر تاثیر منفی داشته باشه. ما قبلاً فکر می کردیم فقط قطع و وصل «آب» توی صدا و سیما تاثیر داره نگو جدیداً «برق» هم حسابی موثره!

تا اطلاع ثانوی بای
 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت14:0توسط ایمان |
وبلاگ عشقی-------------میگه لینکم کن !!!!!!

 

http://imax4508.googlepages.com/LOVELESS.jpg

 

 

سلام.

چقدر این کلمه عشق بازیچه دست اینو اون شده!

هر بچه جقله یه تحفه ای گیر میاره و عاشقش میشه که بیا و ببین. واسه هم وبلاگ می زنن که آه! عشق من من تو رو می خوام! بخورمت الهی! جیگرتو برم الهی!

اونقدر افه عشق میان که آدم جدی جدی باورش میشه اینا لیلی و مجنونن یا رومئو و ژولیت. پسره میگه اگه تو دستور بدی کوه بیستون که سهله کوه اورست و کلیمانجارو رو با اره برقی کاراچ کاراچ خورد می کنم فقط برای تو ( جون عمت!)

یه کمی که گذشت و خرج آبمیوه و رستوران مجنون عاشق پیشه رفت بالا و دید پاپاش دیگه پول تو جیبی اضافی بهش نمیده میگه گور بابای معشوقه و لیلی دختره رو ول میکنه میره خونه پیش ننش آب پرتقال مفتی می خوره!

دختره هم که باورش شده لیلیه ، بهش بر می خوره. خودشو به شکست عشقی خوردن می زنه. یه دو سه تا استامینوفن برا خودکشی میندازه بالا که ببرنش بیمارستان ولی آق دکتر که اونو می بینه میگه وخی وخی ما خودمون اینکاره ایم.

خلاصه دختره میره یه وبلاگ به مدل شکست عشقی می زنه:

یه پس زمینه سیاه با چند تا شمع که دور ورش روشن می کنه، جملاتشم درشت و با فونت قرمز می نویسه و پای وبلاگ برا خودش اشک تمساح(تمساح ماده) می ریزه، یه چندتا آهنگ غمگینم گوش می کنه و پاش زار می زنه و میگه:

تو که بی وفا نبودی پر جور و جفا نبودی

چرا رفتی از بر من ..........

من که هر وقت گذارم به این وبلاگهای اینطوری میفته می خوام صفحه مانیتور رو خورد کنم. تازه اینا که اینقدر غمگین افسرده اند میان از اون کامنتایی که من بهش آلرژی دارن می ذارن که:

وبلاگ قشنگی داری

یه سری به ما هم بزن

بیا تبادل لینک کنیم

اه اه! آخه تو یه خط از وبلاگ منم نخوندی تازه منم از وبلاگ تو متنفرم اونوقت میای درخواست لینک می دی

 

ن.پ۱ :  هروقت "بابا آب داد"، عواقب جدی بحران کم آبی را به وی گوشزد نمایید .

ن.پ۲ :  حتی اگر نگار می رسد، آب نزنید راه را .

ن.پ۳ :  زیرآب زنی، آبرو ریزی، آب بندی وسایل و ریختن آب به آسیاب دشمن تا اطلاع ثانوی ممنوع!

 

اینم از پیام بازرگانی

 

                                                                     بای

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت17:0توسط ایمان |