|
سلام و درودی تر و تازه که هنوز بوی نویی میده و تازه از لای کتاب در آوردم و حواله ی حضرات جیگر مانند میکنم و سالی خفن از نوع موفقیت آمیز و شادی انگون و آزادی دارش برای تک تکتان آرزو مندم و امیدوارم در این سال (۲۵۶۶ ایرانی) خداوند متعال و دار و دسته ی گرامی اش (همون عزرائیل و بر بروبچز و عرض میکنم..!) یه نمه ما رو بپان تا این جریانات ناجور و خط خطی و افکار خبیثانه ی خوشگلان مملکت و شاخ شدنشان برای گنده لات محل و چاقو و قمه کشی و این رقم مسائل قلمبه به خیر بگذره....و مشکلی بر بدبختی این ملت جیگولمون همی افزودیده نشود....!
«پیکان!» حفظه ا... وجوده آن مظهر علم و دانش، آن مایه مباهات، آن خاک خورده ی سنوات، آن دردانه ی صناعات، آن ضایع و جوات، آن آب شور برای تشنگان، مناسب برای مسافرکشان، نشانه ی قدمت صنعت ما و کوری چشم دشمنان ما، شیخنا و مرکب اغلب اوقاتنا و سیریش صنعتنا «پیکان!» حفظه ا... وجوده. از غریب مصنوعات آدمی بود که فقدانش مایه کسالت و بی سوژگی بود و وجودش مایه استغفار و رنجش. روزی جمعی از سترگان روشنفکر غرب زده، بر مدیر ایران خودرو خرده بگرفتند که: یا شیخ! شما چهل سال این مرکب لگن نما را ساخته و تحویل خلایق داده اید و با قصد قربت سود سرشار به جیب روانه ساخته اید، پس شمایی که چنین صاحب مباهات و مایه افتخار هستید، چه می شودتان که نتوانستید خودرویی در همین قیمت ها در آورید؟! مدیر سخت بر آشفت و گفت: چشم شما را چه شده است که این سند افتخار ما را نمی بینید؟! مگر نه این است که ما با تکنولوژی جدید و استفاده از خلاقیت خدادادی «آردی» را ساخته و بر سر خلایق بسیار منت گذاشته ایم! مرکبی چون این که هیکلش آدم باشد و قدرتش قدر الاغ(!) در هیچ کجا نسازند و حال چون شمایی به ما خورده می گیرید؟ همچنین در کتاب «مباحثٌ فی التمجید از ایران خودرو» آورده شده است که روزی رستم در دامن دشت قدم می زد که ناگهان برای اولین مرتبه چشمش به رخش افتاد و حسابی خاطر خواه او شد و رفت و بر پشتش بنشست، پس در این هنگام گفت:« این چنین مرکبی که سرعت یوز پلنگ و عقل انسان دارد، ایرانیان را شایسته است!» جماعتِ خرده گیران سخت متعجب شدند و گفتند: «یا شیخ! این چه ربطی داشت؟ آن تعبیر را اگر رستم گفته باشد برای رخش گفته نه برای این جوات مخفی!» مدیر بگفت: « باشد تا آیندگان کلاه خود را قاضی کنند که ربطش چه می شود!» جماعت خرده گیران، که دیدند کلاه بزرگی به سرشان رفته، کلاهشان را قاضی کردند و به شهر خود بازگشتند! ن.پ : زین پس بجای پراید بگویید ژیان تحت ویندوز + مجسم شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 11:0 توسط ایمان |
به به ! مبارک باشه ، عیدتون مبارک! صد سال به این سال ها ! پارسال دوست امسال آشنا ! صورت تون رو رد کنید بیاد ببینم ! به به چه جیگری؟! موووچ ! ماااااچ!! دیدید واقعا" چه زود گذشت؟ انگار همین پارسال بود سال 87 رو بهتون تبریک گفتم! خب تعطیلات خوش گذشت؟ چی ؟! تعطیلات تازه شروع شده؟ می دونم بابا. منظورم 7-8 روز ِ پیش تعطیلات ِ! ایشاالله که خود تعطیلات و پس تعطیلات! هم بهتون خوش بگذره! سالی پر از موفقیت و از همین چرت و پرتا که همه می گن براتون آرزو می کنم! ایشالله که اگه پسرید به همه آرزو هاتون برسید. اگر هم دخترید که به همه امیداتون !! ایشالله سال گاو خوبی داشته باشید ، ایشالله آقا گاوه (شایدم خانم گاوه!!) سال 88 جفتک اندازی نکنه و شاخ نزنه بهتون! ایشالله که مثل گاو مفید باشید و نجیب و بچه مثبت ! ایشالله تو انتخابات امسال با گاو اشتباهتون نگیرن ،ایشاالله که اگه هنوز بچه دار نشدید سال 88 صاحب یه نی نی گاو ! خوشگل بشید! ایشالله 8/8/88 تاریخ عقدتون باشه !( البته من برای ازدواج سال مرغ یا خر رو پیشنهاد می کنم بهتون!) ایشالله سال 88 ،گاو صندوقتون همیشه پُر ِِ پُر باشه ! ایشالله که اگه کنکور دارید هر جا قبول می شید دانشگاو ِ آزاد قبول نشید ایشالله که .... اَه! خب بَسِتونه دیگه زیادی تحویلتون گرفتم! یه موضوعی هست که هر ساله ذهن خیلیا رو به خودش مشغول میکنه و با شروع سال یه دو دستگی عظیمی رو بوجود میاره . مهمترین سوالی رو که توی ذهن ایجاد میکنه اینه که جلو بکشیم یا نکشیم . طرح تغيير ساعات رسمي كشور يكي از مهمترين طرح هايیه كه در قرن هاي اخير به دست متخصصان داخلي ارايه شده . اهميت اين طرح تا جاييه كه يكي از پزشكان پر دغدغه تهران طي نامه اي فاش ساخت كه تغيير ساعت رسمي كشور باعث افزايش حملات قلبي و مرگ و مير مي شه. خود من هم كه عنصر مهمي در نظام تصميم گيري كشور هستم، از روزي كه زمزمه تغيير ساعت رسمي دوباره مطرح شده است، حملات قلبي ام عود كرده و هم اكنون كه اين گزارش خبري را تنظيم مي كنم، يك قرص زيرزباني گذاشته ام زير زبونم . طرح ننگين تغيير ساعت رسمي كشور كه پيش از اين به مدت قريب به 10، 12 سال به اجرا در مي آمد، لطمات جبران نشدني بر پيكره تمدن، خرد ورزي، اقتصاد ، اكوسيستم، متابولیزم و ژئوفيزيك كشور وارد كرد كه جبران آن در قرن هاي آتي، مشكل مي نمايد. اين لطمات تا حديه كه پاره اي از آگاهان سياسي تغيير ساعت رسمي كشور را در سالهاي مذكور با عهدنامه تركمن چاي مقايسه كرده و آن را در برابر اين، كوچك دانسته اند. با توجه به رسالت سنگيني كه بنده هم اكنون بر دوش دارم - يكي از انبوه كارگراني كه در حاشيه يك ميدان، به انتظار روزي نشسته اند: به نظر من مردم، بار ديگر، در برابر يك امتحان بزرگ قرار گرفته اند، در اين ميان نمايندگان مجلس بايد متوجه باشند كه اگر در تصويب طرح دولت براي عدم تغيير ساعت رسمي مشكل درست كنند، فردا در آزمون تاريخ، حال شان گرفته مي شود و اي بسا كه از جغرافي هم نمره نياورند. - يك نفر از اقشار محروم ( دو دهك پايين جامعه) كه دچار مسموميت مصرف نفت شده: عدم تغيير ساعت، حق مسلم ماست. - يك بانوي جوان با مانتوي كوتاه و عينك دودی در حاشيه صد متري(سلام بر تو ای بانوی پاکدامن): بخدا اگه باز بخوان عقب جلو كنن - يك فيزيكدان ( استاد دانشگاه پيام نور) : اصلا از كجا معلوم كه زلزله هاي بزرگ سالهاي اخير مال همين تغيير ساعت ها نباشد. به هر حال وقتي شما نظم طبيعي زمين را ناديده بگيريد، خوب زمين هم عصباني مي شود ديگر. - يك پرنده مهاجر + مجسم شده در شنبه یکم فروردین 1388 20:0 توسط ایمان |
1- سلام 2- دیجیتال ال جی شما را به خواندن این پست دعوت می کند : 3- حال همه ما خوب است . ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه . 4- آخی چقدر دلم تنگ شده برا این جا !! 5- خيلي گذشت، خيلي چيزا عوض شد، خيلي ... 6- گفته بودم اينجا رو مي خوام تغيير بدم ، بالاخره طلسمش شکسته شد و تونستم يه کارایی بکنم. 7- دلیل غیبت صغرای ما را در وب دوستان بخوانید : سایه روشن – secret 8- این روزا تنها تفریحم شده خواب! والله که فاز ملسی هم داره . آنقدر خوابیدم که خوابهایی که می بینم همشون تکراری شدن. گفتم کمی تفریحات سالم دیگر هم که در وسع مالیم است انجام بدهم تا از این یکنواختی درآیم! شورت مسيج في الحال در مملکت هرفن و فضلي از رونق افتاده باشد ، اين يک فن ''اس.ام.اس'' پررونق بوده ، هر کس هر کجا ، يک فقره دستگاه موبايل داشته ، به اين فن مجدانه اشتغال ورزيده ، از الفاظ رکيک گرفته ، تا احوال پرسي و اخبار مرگ و مير و امورات عشقولانه و ايضا بعضي امورات ... را به طريقه حروف فانگله (فينگليش) از براي هم ارسال و مراسله کرده ، به آن ''سند'' مي گويند ، آدم متحير مي شود از اين همه ذوق و شوق که کوتاه و بلند و پير و جوان و زن و مرد داشته و هيچ ابا نکرده ،هر لطيفه که به دستشان رسيده ، هيچ حيا نکرده ، في الفور آن را فوروارد(forward) کرده از براي دوست و غريبه.اخيرا که سریال یوزارسیف(یوسف خودمون) درحال پخش بوده يک سري از اين ''شورت مسيج ها'' را با طعم بد بد ،از براي يکديگر فرستاده ، آدم درمي ماند که اين همه رعيت و نوکر، مگر از صبح تا شب ، کار و بار نداشته ، يکسره ، دستشان روي کي بورد تیلفون همراهشان بوده و هر چه به دستشان رسيده آن را تايپ کرده ، براي اين و آن فرستاده ، آدم به محض اين که چهار کلمه را مي خواند، تا پشت بناگوشش سرخ شده ، از بس بي حيايي در آن بوده ، لکن شايع شده که اداره جات مربوط به تلگرافات و پست و موبايل و از اين قبيل ارسال و مراسلات ، يک عده آدم خوش ذوق را به استخدام درآورده ،به اينها جيره و مواجب داده ، بلکه از صبح تا شب بنشينند و از خودشان لطيفه و پيغامات محبت آميز صادر کرده ، اينها را شايع کنند بين عوام الناس بلکه مردم هم براي هم بفرستند و از قرار هر پيغام فارسی 8 تومان و فانگله 23 تومان پول رايج مملکت به وزارت مربوطه پرداخت نمايند ، العهده علي الراوي. چون اين پيغام را ميرزا علی خان درارا - انسپکتور ژنرال جريده سایه روشن- غيرقابل چاپ تشخيص داده لذا شماره بدهيد ، از براي هر کدامتان ، شخصا سند بنمايم. اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا. میرزا ایماکس خان قاب تجسمیان + مجسم شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 21:0 توسط ایمان |
|